!...دنیای این روزای من
بسم الله اومدم ی جا سونو کبد بدم،چقد غلغلس! از ساعت ۱تا حالا چیزی نخوردم گشنمه انگار این روزا هممون ی حس و حال و تجربه میکنیم،انگار حالمون بد نیست ولی حالمون خوب هم نیست،کار میکنیم و فعالیت میکنیم اما خسته ایم،امیدواریم ولی بی انگیزه ایم خودم باورم نمیشه این چندوقت ب صورت جدی ب مهاجرت فکرکردم!!!اما دیدم اوضاع کل دنیا داره بهم میریزه،کجا پاشم برم توی غربت!اونم مخصوصا ک هیچ آمادگی ای ندارم یعنی آخرش چی میشه؟!آخرش ک مرگه ولی منظورم اینه مملکت چی میشه!؟بالاخره شکوفا میشیم و میریم جز باشگاه خفن ترین های دنیا یا بدتر میشیم میریم توی باشگاه بدبختا یا همین وضعیت تخماتیک میمونه!؟! چرا نوبتم نمیشه خسته شدم خانومه میگه اولین باره ک اینجا اینقدررررر شلوغه اینم شانس منه خدایا نگاهی...❤️
برچسب:
نویسنده: کیان رادمنش