خرید بک لینک

درباره سایت

مرد بارونی

آخرین مطالب

امکانات وب



مرد بارونی

!...دنیای این روزای من

268

بسم الله

دیشب بعد 4سال رفتم پارک ارم

خوش گذشت ولی نکته ی جالب توجه برای من این بود که دیگه مثل قبل برام هیجان نداشت

یادمه توی دهه ی بیست زندگیم وقتی میرسیدم ب پارکینگ پارک ارم،همون موقع پیاده شدن از ماشین که صدای جیغ و فریاد توی پارکو ک میشنیدم چشام برق میزد و هیجان زده میشدم!!!چه برسه ب اینکه خودم اون وسیله های بازیو سوار بشم

اما

دیشب وقتی رسیدم اونجا صدای جیغ و فریاد بلند بود اما من هیجانی نداشتم!سوار چندتا وسیله شدم اما دیگه اون هیجان و ذوق سابقو نداشتم

و اونجا بود ک فهمیدم این یعنی زندگی بعد از ۳۰سالگی...

اولش شاید یکم ی جوری شدم اما گفتم خب زندگی قشنگیشم همینه دیگه

در مجموع خیلی خوش گذشت و حتما بازهم خواهم رفت مث قدیما ک حداقل سالی یکبار میرفتم

برچسب: نویسنده: کیان رادمنش تاريخ: يکشنبه 10 آبان 1405 ساعت: 7:30

صفحه بندی